ردکردن این

مدرسه لکانی ایرانی

آرشیو مقالات

دیدار با شاه خوارزم، تلاقی عشق و سکوت… (۳)
دکتر جان آقا جان یه فکری به حال ما بکن. هر وقت می خوام راجع به شیراز بنویسم می بینم دستم فقط می رود که در مورد شاه خوارزم بنویسم، و مقبره پر برکت او، که در آنجا نوای شجریان و شهرام ناظری هم شعرهایش را در جان آدم می نشاند. چه کنم جز طواف کردن در خانه دوست کاری دگر یاد نداد استادم، گرچه بایستی این را هم گفت که: چگونه طوف کنم در فضای عالم قدس            که در سراچه ترکیب تخته بند تنم که پیش حافظ که آدم می رسد بی وزن می
ادامه مطلب
مروری بر دوفیلم ۲۰۱۴ در حوزه روح و روان: Love & Mercy – The Road Within
فیلمهایی که با تمرکز بر «اختلالات» روح و روان ساخته می شوند، به ویژه اگر دیدی اختلال محور نداشته باشند، و بر خلاقیت (در فیلم اول love & mercy) یا وجه طنز آمیز موضوع (در فیلم دوم The Road Within) تکیه کنند، به آثار ادبی کلاسیک نزدیک می شوند، سفرهایی می شوند در روحمان به سوی ناشناخته، و ابدی، و جوهره هستی. به ویژه اگر در نظر بگیریم که این اختلالات با آنچه عادت کرده ایم نرمال به حساب بیاوریم، در یک طیف قرار می گیرند. جوهره هستی، آن رودخانه پر پیچ و تابی که هر لحظه به سنگی می
ادامه مطلب
دیدار با شاه خوارزم، تلاقی عشق و سکوت… (۲)
دکتر جان راستش یادم رفت بگویم یا نخواستم بگویم که وقتی به شیراز رسیدم با اینکه خیلی سعی کرده بودم که در سکوت و تنهایی به دیدار حافظ بروم، اما از حضور او می ترسیدم. می ترسیدم مرا به حضور نپذیرد، به همین جهت کمی راهم را کج کردم، و ابتدا به باغ جهان نما رفتم، شاید که روحم با لمس نسیم باغی که عطر تمام جهان را دارد کمی سبک شود و برای دیدار دوست آماده. بعد از همانجا سعی کردم نیم نگاهی به حافظیه بیندازم، آن بهشتی که مامن گل و بلبل و چهچهه و درام و زندگی
ادامه مطلب
دیدار با شاه خوارزم، تلاقی عشق و سکوت…
دکتر جان سلام دکتر جان، بابو جان، عصبانی جان، عزیز جان… حالا درست است که امسال سال نامرادی های تو بوده، اما دلیل نمی شود که گاه و بیگاه سر من داد بزنی.  هر چیزی به سر آدم بیاد، روان آدم پریش نشه! بابا روان پزیش میشم اون وقت می افتم رو دست خودت ها… حالا از ما گفتن. اما الان آنقدر حال عجیبی دارم که دلم نمی خواهد دیگر نق نق کنم. به قول معروف می گویند یار در خانه و ما گرد جهان می گردیم. حتی انقدرها حس و حال نوشتن را هم ندارم. این همه این ور
ادامه مطلب
شهر عاشقان و کریمان و خداوندان سخن
سلام بهمن بله درست حدس زدی که پاسخ ندادن نامه ها دلیلی دارد، ولی این دلیل بیشتر از اینکه به حال مزاجی من ربط داشته باشد، مربوط به حال توست. به کجا می روی بهمن جان؟ حدس می زنم بیشتر خوانندگان نامه های تو از گوشه کنایه های ظریفی که در آن به کار می بری بی خبر می مانند، خب هر چه باشد از ساعتها بحث ما در مورد شاه خوارزم – حافظ شیرازی – و تحول یگانه ای که در زبان ایجاد کرده بی خبرند. اما اینکه تو بر می داری و به هوای صحبت از تاریخ بیهقی
ادامه مطلب
یادی هم از سیرانو و شاعرانگی ها و طنزش…
– (خطاب به مون فلوری) مون بدری! سه بار دستانم را به هم می زنم، صدای سومی که آمد، بدرت بایستی بشود محاق! – مه رویان!… پرتو افشان و شکوفان باشید… چون مرگ بانگ می زند اجل را به سحر لبخندتان معلق دارید! که سروده ما به دم ملهم شماست، نه نقد منقمتان! – (در پاسخ به کسی که به تهدید می گوید دوک هزار دستان است) نه یک هزارم آنچه … (شمشیرش را نشان می دهد) دست من بر آن است! – (در پاسخ به ویکنت که او را بی سر و پا می خواند) درست است، تمام آراستگی
ادامه مطلب