یادداشت سردبیر
چکیده
پژوهش حاضر از سلسله مقالات تاملات نظری و روششناختی پیرامون پروژه روان-باستان شناسی ادبی است و تمرکز خود را بر پرسشهایی از این قبیل قرار میدهد که چه نسبتی میان روان- باستان شناسی ادبی با روانکاوی فروید-لکان وجود دارد؟ آیا روانباستانشناسی ادبی همان کاربرد روانکاوی در فهم ادبیات است یا از آن فراتر میرود؟ چرا؟ برای پاسخ به این پرسشها از منطق روش تحلیل محتوای جهتدار استفاده شد. به این ترتیب که ابتدا برخی گزارههای محوری پیرامون روانکاوی فروید و لکان مورد استنباط قرار گرفت و در قالب یک جدول آورده شد. سپس با مراجعه به مصادیق پژوهش روان-باستان شناسی ادبی یعنی سه اثر پژوهشی چاپ شده از دکتر فرزام پروا در این زمینه، برخی گزارههای متضمن روش و روششناسی مورد استنباط قرار گرفته و با در نظر گرفتن جدول نخست (گزارههای روانکاوی فروید-لکان) تلاش شد میزان همخوانی این دو یعنی گزارههای پروایی و گزارههای فرویدی-لکانی مورد بررسی قرار گیرد. در ادامه با تمرکز بر نتایج این مقایسه، به پرسش پژوهش از طریق بحث و استدلال پیرامون محورهای تمایز و همخوانی پرداخته شد. در نهایت با در نظر گرفتن چهار نسبت منطقی، رابطهی طرفین مقایسه در این پژوهش از مصادیق رابطه عموم و خصوص منوجه در نظر گرفته شد.
کلمات کلیدی: روان باستان شناسی ادبی، روانکاوی، سرایش، زبان هزارهای
چکیده
این مقاله میکوشد به چگونگی زایش رشته روان-باستان شناسی ادبی و سه گانه بنیادین آن “جرس” (جنون/ رویا/ سرایش) براساس تجربیات بالینی نویسنده و آموزه های فروید و لکان بپردازد: اینکه علائق نویسنده درین زمینه چطور شکل گرفت، و اینکه او چطور متوجه ارتباطی بنیادین بین این سه پدیده شد، سه پدیده ای که به جهان فراموش شده کودکی نقب می زند، هریک به ترتیب زاینده پدیده بعدی است و روی هم هسته سیال روح و روان و مبنای متامورفوز (دگردیسی) آن را تشکیل می دهد. سه پدیده ای که رشته باریک و بی معنایی از زبان دوران کودکی (للانگ) فصل مشترک آنهاست. بخشی از مقاله نیز به چگونگی ساخته شدن هذیان، رویا و شعر از منظری دینامیک می پردازد. در انتهای مقاله نیز تعریفی تحول یافته از روان-باستان شناسی ادبی از کتاب عطار و عطر جنون ارائه می شود.
کلمات کلیدی: روان-باستان شناسی ادبی، “جرس”، جهان کودکی، متامورفوز (دگردیسی)، للانگ
چکیده
قلب روان-باستان شناسی ادبی را سه گانه جرس (جنون/ رویا/ سرایش) تشکیل میدهد، اما هر یک از اجزای این قلب، انواع مختلفی دارد. سخن در مقام یکی از مهمترین انواع سرایش نیز در این نظریه، به انواع مختلفی تقسیم میشود: سخن پوششی، سخن کوششی و سخن جوششی، که به حساب درجه تکامل سخن مشخصههای متفاوتی دارند. در فرهنگ و ادبیات ایران، نقطه اوج سخن جوششی، در افرادی چون ابن سینا، شمس تبریزی و حافظ شیرازی قابل ردیابی است.
کلمات کلیدی: روان باستان شناسی ادبی، سخن پوششی، سخن کوششی، سخن جوششی، ابن سینا، شمس، حافظ
نامه به سردبیر